من ديپلمات نيستم، من انقلابى‌ام

                                                          محسن قلی پور

مقام معظم رهبری در اواخر سال گذشته طی بیاناتی به بررسی و تشریح مسئله مذاکره با آمریکا پرداخته و به صراحت موضع جمهوری اسلامی را در این خصوص بیان نمودند. ایشان در این بررسی، ضمن بیان شرایط مذاکره و تاکتیک دشمن در طرح این مسئله، تعبیری را به طور صریح و با قاطعیت بیان نمودندکه مشخص کننده سیاست اصولی نظام جمهوری اسلامی در برابر نظام سلطه و در راس آن آمریکا می باشد. وضروری است که مسئولین نظام و سیاستمداران کشور به این نکته معظم له توجه داشته و به عنوان یک اصل اساسی در سیاست های خود در برابر سلطه گران  مدنظر قرار دهند.که در ادامه به آن اشاره ای خواهیم داشت.

 

مقام معظم رهبری در این باره فرمودند:«مذاكره از روى حُسن نيت، با شرايط برابر، ميان دو طرفى كه نميخواهند به يكديگر كلك بزنند، معنا پيدا ميكند. مذاكره به صورت يك تاكتيك، مذاكره براى مذاكره، مذاكره براى فروختن ژست ابرقدرتى بيشتر به دنيا، اين مذاكره يك حركت حيله‌گرانه است؛ اين حركت واقعى نيست. من ديپلمات نيستم، من انقلابى‌ام، حرف را صريح و صادقانه ميگويم. ديپلمات يك كلمه‌اى را ميگويد، معناى ديگرى را اراده ميكند. ما صريح و صادقانه حرف خودمان را ميزنيم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را ميزنيم. مذاكره آن وقتى معنا پيدا ميكند كه طرف، حُسن نيت خود را نشان بدهد؛ وقتى طرف، حُسن نيت نشان نميدهد، خودتان ميگوييد فشار و مذاكره؛ اين دوتا با هم سازگار نيست. شما ميخواهيد اسلحه را مقابل ملت ايران بگيريد، بگوييد: يا مذاكره كن يا شليك ميكنم. براى اينكه ملت ايران را بترسانيد، بدانيد ملت ايران در مقابل اين چيزها مرعوب نخواهد شد.»( بيانات در ديدار فرماندهان و جمعى از كاركنان‌ نيروى هوائى ارتش جمهورى اسلامى ايران‌ - 19/11/1391  )

تعبیری که در میان عبارات معظم له مدنظر می باشد، عبارت « من ديپلمات نيستم، من انقلابى‌ام، حرف را صريح و صادقانه ميگويم. ديپلمات يك كلمه‌اى را ميگويد، معناى ديگرى را اراده ميكند. ما صريح و صادقانه حرف خودمان را ميزنيم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را ميزنيم» می باشد.همانطور که ملاحظه گردید ، ایشان در این عبارت ضمن بیان این مطلب که « من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام» به لوازم و اقتضائات متعارف دیپلمات بودن اشاره نموده و ضمن رد این منطق، بر منطق انقلابی تاکید و به برخی از ویژگی های آن همچون، صریح و صادق بودن، قاطع و جازم حرف زدن، اشاره نمودند.

حال باتوجه به اهمیت  این مطلب و نیز با عنایت به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و ضرورت انتخاب کاندیدای اصلح، ضروری است تا به بررسی  ویژگی ها و لوازم منطق«انقلابی» در کلام مقام معظم رهبری و بدنبال آن وظایف و رسالت مسئولین نظام در عرصه سیاست خارجی پرداخته و براساس آن بتوانیم کاندیدای مطلوب و اصلح ، با ویژگی انقلابی بودن ،را انتخاب نماییم.

بنابراین، در قسمت اول به بیان اهمیت ،ویژگی ها و مولفه های انقلابی بودن از نگاه مقام معظم رهبری پرداخته ، و در قسمت دوم ،با توجه به اقتضائات منطق انقلابی ، اشاره ای  به رسالت و مشخصات دیپلماسی انقلابی در عرصه سیاست خارجی، از نگاه معظم له، خواهیم داشت.

 

الف اهمیت ، ویژگی ها و مولفه های  انقلابی بودن

1- اهمیت روحیه و جهت گیری انقلابی

« علاج مشكلات ما در اين است كه سازندگى كشور را در كنار تأمين روحيه‌ى انقلابى در مردم و حفظ همان صلابت و چهره‌ى باعظمت و هيبت انقلاب ببينيم. اگر به رفاه عمومى نينديشيم و به سازندگى كشور فكر نكنيم، مطمئنا نظام جمهورى اسلامى نخواهد توانست الگو و تجربه‌ى مطلوب را به دنيا ارايه بدهد.  اگر در مسائل رفاه زندگى عمومى و ايجاد تسهيلات و رفع مشكلات غرق شويم، به طورى كه جهتگيريهاى انقلابى را به دست غفلت بسپريم، به ابهت و هيبت انقلاب ضربه زده‌ايم و جاذبه‌ى آن را در دنيا مخدوش كرده‌ايم و اين، مطمئنا به كارايى ما ضربه خواهد زد. بنابراين، اين دو در كنار هم مطرحند.»(سخنرانى در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى حجةالاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى -12/05/1368)

در این خصوص، معظم له نقش یکی از نهادهای مقدس نظام ،درجهت حفظ و تداوم نظام جمهوری اسلامی  را مرهون روحیه انقلابی و معنوی آن دانسته و در این زمینه فرمودند: « سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در سایه‌ی‌ روحیه‌ی‌ انقلابی و معنویتی‌ كه‌ ازسرچشمه‌ی‌ جوشان‌ دل‌ منور و روح‌ مصفای‌ آن‌ امام‌ عارفان‌ و قدوه‌ی‌ صالحان ‌پیوسته‌ می‌جوشید و بیش‌ از همه‌ جوانان‌ رزمنده‌ و خالص‌ سپاه‌ و بسیج‌ را سیراب‌ می‌كرد، توانست‌ نقش‌ تعیین‌كننده‌ای‌ را در دفع‌ حمله‌ی‌ ایادی‌ استكبار به‌جمهوری‌ اسلامی‌ ایفا كند و در كنار ارتش‌ و با بكارگیری‌ بسیج‌ مردمی‌، درس‌تلخی‌ به‌ دشمنان‌ اسلام‌ بدهد و حفظ و استمرار نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ را تضمین ‌كند. این‌ حجتی‌ بر ملت‌ ما و خود نیروهای‌ مسلح‌ و همه‌ی‌ دست‌اندركاران‌ كشور نیز بود كه‌ نقش‌ توكل‌ به‌ خدا و اتكاء به‌ روحیه‌ی‌ انقلابی و شجاعت‌ در میدان‌ عمل‌ را به‌ آنان‌ نشان‌ داد و وسوسه‌ی‌ گرایش‌ به‌ بیگانگان‌ و استمداد ازنااهلان‌ را از دل‌ آنان‌ زایل‌ ساخت‌ و بحمدالله‌ جمهوری‌ اسلامی‌ با تكیه‌ برعناصر خودی‌ و بالیده‌ در دامان‌ انقلاب‌ و به حول‌ و قوه‌ی‌ الهی‌ در عرصه‌های ‌مختلف‌ به‌ پیروزیهای‌ بزرگی‌ دست‌ یافته‌ است‌.» (پيام به چهارمين مجمع بزرگ فرماندهان و مسئولان دفاتر نمايندگى ولى‌فقيه در سپاه 25/6/1370 )

ایشان همچنین در بیانی دیگر به اهمیت و ضرورت  پایبندی به اصول انقلاب پرداخته و فرمودند:« نكته ديگرى را كه به مسؤولين و ملت عزيز عرض مى‌كنم اين است كه اگر كاوش كنيم خواهيم ديد كه ما در گذشته هرجا كه توفيق داشته و موفّق شده‌ايم، به خاطر آن بوده است كه به اصول انقلاب احترام گذاشته وآن را رعايت كرده‌ايم. هرجا ناكامى داشته‌ايم، به‌خاطر آن بوده است كه كم و بيش ازاصول الهى و اسلامى و انقلابى، انحراف پيدا كرده‌ايم. پيشرفتهاى ما، به بركت اصول انقلاب است. البته، دشمنان از خارج و ايادى آنها در داخل، كوشش مى‌كنند كه عكس اين را وانمود كنند. موذيانه و خباثت‌آلود مى‌نويسند و تبليغ مى‌كنند كه پايبنديهاى انقلابى، مشكل آفرين است! نه؛ اين، دروغ و افتراست. پايبندىِ انقلابى براى ملت و دولت، گره‌گشا و راهگشاست، و مشكل را برطرف مى‌كند. آنچه كه مشكل سازاست، انحراف از اصول اسلام و انقلاب است؛ چه در عمل ما و چه در فكر ما. گاهى ممكن است فكر هم انقلابى باشد؛ ولى عمل، انقلابى نباشد. اين هم مشكل‌آفرين است.» (پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب اسلامى به مناسبت حلول سال 1372 هجرى شمسى‌- 1/1/1372)

علاوه بر آن ، حضرت آيت‌الله خامنه‌اى روحيه انقلابى را پشتوانه عظيم قدرت ايران اسلامى خواندند و فرمودند: « بزرگترين اشتباه براى ملت و دولت اسلامى ايران اين است كه خداى نخواسته اين پشتوانه عظيم يعنى روحيه انقلابى را از دست بدهد زيرا جوشش و حضور انقلابى و تمسك به انديشه‌هاى انقلابى است كه اين نظام را عظمت مى‌بخشد و قدرت مى‌دهد، احترام ديگران را بر مى‌انگيزد و راه هاى ناهموار را بر روى ايران اسلامى هموار مى‌كند. »  (دیدار مسئولان وزارت‌ امور خارجه‌ و نمايندگان‌ سياسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ايران با رهبر انقلاب- 17/5/1375)

2- مخالفت دشمنان با حاکمیت فضای انقلابی

«عزيزان من! فضاى انقلابى در كشور دشمنان عنودى دارد، دشمنان كينه‌ورزى دارد. با حاكميت فضاى انقلابى در كشور مخالفند؛ ميخواهند اين فضا را بشكنند. شما ديديد در يك دوره‌اى شهادت را زير سؤال بردند، جهاد را زير سؤال بردند، شهيد را زير سؤال بردند، نظرات امام را زير سؤال بردند، پيغمبران را زير سؤال بردند! مسئله اين نيست كه فلان زيدى با اين مفاهيم مخالف است؛ مسئله اين است كه اين مخالفت از نظر دشمن بايد در جامعه مطرح شود؛ فضاسازى شود و فضاى انقلابى بشكند. » (بيانات در ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم‌ - 29/7/1389)

3- انواع انقلابی گری

« ما از اوّلِ انقلاب دوگونه انقلابى داشتيم و انقلابیون ما دو گونه نقش ايفا كردند. بعضى از انقلابیون، انقلابیونِ مثبت بودند؛ بعضى از انقلابیون هم انقلابیون منفى بودند. در اوايل انقلاب، انقلابىِ منفى به آن انقلابى‌اى مى‌گفتيم كه از ميدان كار و تلاش و حركت، آن‌جايى كه دردسرى داشت، عقب مى‌كشيد. انقلابى بود، اما انقلابىِ وجاهت‌طلب و راحت‌خواه؛ انقلابى‌اى كه مى‌گفت من مبارزه‌ام را قبل از انقلاب كرده‌ام، اكنون ديگر مى‌خواهم احترام شوم. بنابراين، چنين كسانى به ميدان خطر و دردسر و آن‌جايى كه چهار نفر آدم از انسان گله‌مند مى‌شوند، وارد نمى‌شدند.

يك عدّه هم انقلابىِ مثبت بودند. حاضر بودند آبرويشان را هم خرج كنند. آن‌جايى كه فكر مى‌كردند وجودشان مى‌تواند كمكى بكند، با همه وجود حاضر بودند. اگر جبهه بود، يك‌طور؛ اگر دانشگاه بود، يك‌طور؛ اگر ميدان فرهنگى يا سياسى بود، وارد ميدان مى‌شدند. انقلابىِ منفى، خودش را از كار كنار مى‌گيرد؛ اما اگر يك وقت كارى هم به دستش افتاد، مثل آدمهايى كه هيچ كارى در دستشان نيست، حالت منفى‌بافى و شكل اپوزيسيون به خودش مى‌گيرد؛ كأنّه در هيچ كارى مسؤوليت ندارد! انقلابىِ مثبت حتّى اگر هيچكاره هم باشد، خودش را مسؤولترين افراد مى‌داند و وارد ميدان مى‌شود.» ( بيانات در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتى اميركبير -9/12/1379)

  4- هویت و شعارهای انقلاب

« انقلاب هويتش، معنايش به شعارهاى انقلاب است؛ به جهتگيری‌هاى انقلاب است؛ به ارزشها و مبانى انقلاب است. هميشه بوده‌اند، امروز هم هستند، در آينده هم خواهند بود كسانى كه بخواهند به بهانه‌ى اينكه اوضاع جهان عوض شده است، شعارهاى انقلاب را تغيير بدهند يا شعار دينى - بعد دينى - را از انقلاب جدا كنند يا بعد عدالت اجتماعى را از انقلاب جدا كنند يا بعد سلطه‌ستيزى و بيگانه‌ستيزى را از انقلاب جدا كنند يا بعد ضد استبداد بودن را از انقلاب جدا كنند. انگيزه‌هاى مختلف، به بهانه‌هاى مختلف هميشه ممكن است وارد ميدان شوند، براى اينكه شعارهاى انقلاب و هدفهاى انقلاب را تغيير دهند. مردم بايد هوشيار باشند؛ بدانند. اين انقلاب با شعارهاى خود زنده است. اصلى‌ترين شعارهائى كه در اين انقلاب بر روى پرچم انقلاب نوشته شده است، شعار اسلامى بودن است؛ پايبند بودن به مبانى دين و اصول و قواعد دينى است؛ سلطه‌ستيزى است؛ ستيزه‌ى با استكبار است؛ دفاع از مظلومان عالم است، آن هم دفاع صريح و صادقانه‌ى از همه‌ى مظلومان.»( بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم نوزدهمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره )14/3/1387 )

5- مولفه ها و ویژگی های  انقلابی بودن

« يك مؤمن انقلابى، چه مى‌خواهد؟ مى‌خواهد كه در دنيا، اثرى از ظلم و جور نباشد؛ مى‌خواهد كه گردنكشان عالم، ميدان گردنكشى پيدا نكنند؛ مى‌خواهد كه زندگى انسانها، زندگى شيرين و سعادتمندانه‌اى باشد؛ مى‌خواهد كه عزت و شرف توحيد و دين الهى و پايبندى به آن، مثل پرچم افتخارى، بر سر همه‌ى مسلمانان به اهتزاز در بيايد. »  (سخنرانى در ديدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و رؤساى دفاتر نمايندگى ولىّ فقيه در اين نهاد 29/6/1369)

مقام معظم رهبری  در بیانی دیگر نیز به ذکر ویژگی های یک فرد انقلابی پرداخته و در این باره فرمودند: «انقلابى بايد بصير باشد، بايد بينا باشد، بايد پيچيدگى‌هاى شرائط زمانه را درك كند. مسئله اينجور ساده نيست كه يكى را رد كنيم، يكى را اثبات كنيم، يكى را قبول كنيم؛ اينجورى نميشود. بايد دقيق باشيد، بايد شور انقلابى را حفظ كنيد، بايد با مشكلات هم بسازيد، بايد از طعن و دق ديگران هم روگردان نشويد، اما بايد خامى هم نكنيد؛ مراقب باشيد. مأيوس نشويد، در صحنه بمانيد؛ اما دقت كنيد و مواظب باشيد رفتار بعضى از كسانى كه به نظر شما جاى اعتراض دارد، شما را عصبانى نكند، شما را از كوره در نبرد. رفتار منطقى و عقلائى يك چيز لازمى است. البته اين را هم به همه توصيه كنيم كه نيروهاى انقلابى را متهم به افراطى‌گرى نكنند؛ بعضى هم اينجورى دوست ميدارند. عنصر انقلابى، جوان انقلابى، طلبه‌ى انقلابى، فاضل انقلابى، مدرس انقلابى در هر سطحى از سطوح را متهم كنند به افراطى‌گرى؛ نه، اين هم انحرافى است كه به دست دشمن انجام ميگيرد؛ واضح است. پس نه از آن طرف، نه از اين طرف.» بيانات در ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم‌ - 29/7/1389)

علاوه بر آن ، معظم له همچنین به توصیف روحیه انقلابی پرداخته و در این خصوص فرمودند:« بهترينِ كارها را كسانى كرده‌اند كه با روحيه‌ى انقلابى كرده‌اند؛ هم در جنگ، هم در سازندگى و هم در علم و مسائل فرهنگى. بنابراين، انقلابى بمانيد. روحيه‌ى انقلابى يعنى اسير حدود تحميلى نشدن؛ قانع به گيرندگى قطره‌چكانى نشدن؛ با اميد دنبال هدف حركت كردن، و با انگيزه، با نشاط، با اصرار و پيگيرى آن را به‌دست آوردن. اين، انقلاب و حركت انقلابى است.» ( بيانات در ديدار جمعی از مسئولان جهاد دانشگاهى‌ - 1/4/1383 )

·

ب- خصوصیات و رسالت دیپلماسی انقلابی

درخصوص رسالت و خصوصیات دیپلماسی انقلابی و نیز اصول و چارچوبهایی که می بایست در دستگاه دیپلماسی نظام جمهوری اسلامی ایران مدنظر قرار گیرد، مقام معظم رهبری نکات و ملاحظاتی را بیان فرمودند که در ادامه به آنها اشاره خواهد گردید.

1- ویژگی دیپلماسی انقلابی

« اگر ما برای‌ جامعه‌ی‌ انقلابی‌ و اسلامی‌، به‌ ديپلماسی‌ انقلابی‌ و اسلامی‌ قايل‌ هستيم‌، بايد در درجه‌ی‌ اول‌ جهتگيری‌ اسلامی‌ حفظ شود و گستاخی‌ و شجاعت‌ در مقابل‌ تهديدهای‌ دشمنان‌ و قدرتهای‌ بزرگ‌ و نيز حاكميت‌ عقل‌ و منطق‌ بر تصميم‌گيريها و حركات‌، مورد توجه‌ قرار بگيرد. اين‌، خط درست‌ ديپلماسی‌ است‌.

برای‌ خيلي ها كه‌ بين‌ انقلابيگری‌ و برخورد منطقی‌ منافات‌ می‌بينند، عمل‌ انقلابی‌ همراه‌ با تشكيلاتی‌ منطقی‌ و دقيق‌ و حساب‌ شده‌، قابل‌ جمع‌ نيست‌. ما مشاهده‌ می‌كنيم‌ كه‌ اينها می‌تواند با هم‌ جمع‌ شود. انقلابيگری‌ به‌ اين‌ نيست‌ كه‌ ما آن‌ جايی‌ كه‌ نبايد پرخاش‌ كنيم‌، بی‌خودی‌ پرخاش‌ كنيم‌. انقلابيگری‌ به‌ آن‌ است‌ كه‌ ما مواضع‌ اسلامی‌ و انقلابی‌ را قاطعانه‌ و بدون‌ رودربايستی‌ و مرعوب‌ شدن‌ و خام‌ شدن‌ در مقابل‌ برخی‌ از چهره‌های‌ اميدبخش‌ كاذب‌، حفظ كنيم‌.
وقتی‌ توانستيم‌ خط روشن‌ مواضع‌ انقلابی‌ و اسلامی‌ را دقيقا حفظ كنيم‌ و مرعوب‌ قدرتها نشويم‌ و با كسی‌ رودربايستی‌ نداشته‌ باشيم‌ و فريب‌ نخوريم‌، در حقيقت‌ به‌ ممشای‌ انقلابی‌ و اسلامی‌ توجه‌ كرده‌ايم‌.» (بيانات در ديدار وزير و كاركنان وزارت امور خارجه
31/5/1368)

2- رمز اقتدار و موفقیت دیپلماسی انقلابی

« اين‌ نكته‌ را هم‌ اضافه‌ كنم‌ كه‌ برادران‌ عزيز! هرچه‌ بر پايبندی‌ به‌ اصول‌ اسلامی‌ و روشهای‌ آن‌ بيشتر تأكيد بورزيد، موفقتر خواهيد بود..........جايی‌ كه‌ ما پايبندی‌ و اعتقاد دينی‌ قوی‌ای‌ نشان‌ دهيم‌، دشمن‌ در ما چيزی‌ از قدرت‌ را احساس‌ خواهد كرد كه‌ چون‌ او را درست‌ نمی‌شناسد، ابهت‌ آن‌ در دلش‌ جای‌ خواهد گرفت‌. چنين‌ اعتقاد و اقتداری‌ ابهت‌ است‌; والا اين‌ اقتدارهای‌ معمولی‌ و ظاهری‌ ـ چون‌ پول‌ و ثروت‌ و علم‌ و تسليحات‌ و ... ـ قابل‌ فهم‌ و تشخيص‌ است‌ و خيلي ها هم‌ بيشتر از ما از آن‌ برخوردارند.چيزی‌ كه‌ در ما استثنايی‌ است‌ و توجه‌ دنيا و احترام‌ ديگران‌ را جلب‌ می‌كند، همين‌ پايبندی‌ ما به‌ يك‌ فكر و اعتقاد الهی‌ است‌ كه‌ آن‌ را نشان‌ می‌دهيم‌. در راه‌ آن‌، هيچ‌گونه‌ رودربايستی‌ و گذشت‌ و انعطاف‌ و معامله‌، وجود ندارد. اين‌ اعتقاد و پايبندی‌ را هر چه‌ ممكن‌ است‌ حفظ كنيد و اين‌ كار، با ظواهر و امانت‌ اسلامی‌ و پايبندي های‌ شديد اسلامی‌ تأمين‌ خواهد شد ولاغير. اين‌ معنا را خيلی‌ رعايت‌ كنيد. ........سفير ما در يك‌ كشور، بايد انسانی‌ مستغنی‌ و متدين‌ و آزاد و بدون‌ شايبه‌ی‌ مبتلابه‌ ديگر سفرا و همكاران‌ شما در محل‌ مأموريت‌ باشد. شما رفتار سفرای‌ همكار را در محل‌ مأموريت‌ به‌ نيكی‌ می‌دانيد. بايد اين‌گونه‌ تلقی‌ شود كه‌ سفير ما از جنس‌ آنها نيست‌ و چيز ديگری‌ است‌. البته‌، در برخوردهای‌ تبليغاتی‌ ممكن‌ است‌ شما را مرتجع‌ و عقب‌افتاده‌ بخوانند; ولی‌ قضاوت‌ باطنی‌ آنها چيز ديگری‌ است‌ و از شما در ذهن‌ رجال‌ سياسی‌ آن‌ كشور، شخصيت‌ انقلابی نفوذناپذيری‌ ترسيم‌ خواهد كرد. به‌هرحال‌، هر چه‌ می‌توانيد بر تقيدات‌ اسلامی‌ و پايبندی‌ مذهبی‌، بيشتر تأكيد داشته‌ باشيد.» (بيانات در ديدار وزير و كاركنان وزارت امور خارجه 31/5/1368)

مقام معظم رهبرى در بیان ديگرى به تلاشهاى موفق جمهورى اسلامى ايران در عرصه سياست جهانى اشاره كردند و فرمودند: « از هنگامى كه وزارت امور خارجه در اختيار تفكر اسلامى و منطق دينى و تدين قرار گرفت، ديپلماسى جمهورى اسلامى ايران به صورت واضحى روز به روز پيشرفت كرده است و اين پيشرفت نتيجه تكيه بر يك جوهر ذاتى يعنى روحيه استقلال‌خواهى شجاعانه اين ملت است كه از پايبندى اسلامى و حكومت اسلامى سرچشمه مى‌گيرد. سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران با اين جوهر ذاتى است كه مى‌تواند راه را باز كند، موجب پيشرفتهاى هر چه بيشتر شود و احترام به ملت ايران را استمرار بخشد.»   ( دیدار مسئولان وزارت‌ امور خارجه‌ و نمايندگان‌ سياسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ايران با رهبر انقلاب 17/5/1375)

3- اصول دیپلماسی انقلابی

 « عرض كرديم كه عزت و حكمت و مصلحت، يك مثلث الزامى براى چارچوب ارتباطات بين‌المللى ماست. عزت: «الاسلام يعلو و لايعلى عليه»، «لن يجعل اللَّه للكافرين على‌المؤمنين سبيلا». ما نمى‌خواهيم عزتمان را با تكيه بر نژاد و ناسيوناليسم و حرفهايى كه متأسفانه همه‌ى دنيا با تكيه به آنها دور خودشان يك حصار مى‌كشند، ثابت كنيم. فلان كشور اروپايى ثابت مى‌كند كه نژاد من برترين است. آن يكى مى‌گويد نخير، نژاد من برترين است. حتّى اين تنافس و تفاخر، به جنگهاى بين‌المللى و خونريزيها و خرجهاى كلان هم كشيده مى‌شود! نه، ما براى خودمان، عزت را بر اساس اعتقاد و ايمان توحيدى - كه خاصيت و شاخصه‌ى تفكر اسلامى است - و دل بستن به خدا و محبت به بندگان و خلايق الهى و لزوم خدمت به آنها قايليم. لذا ما هر قدرتى كه مى‌خواهد ابرقدرتى و تكبر و استكبار و فخرفروشى را در روابط خود با ملتهاى ديگر وارد بكند، رد مى‌كنيم .»  ( بيانات در ديدار مسئولان وزارت امور خارجه 18/4/1370 )

عزت

 « ملت ما بايد در روابط بين‌المللى خوارى نبيند و اهانت نشود. هيچ‌كس حق ندارد اهانت به ملت ايران را در كمترين برخورد با ديگران قبول كند. اگر كسى اهانت‌پذير است، براى خودش اهانت‌پذير است؛ براى ملت ايران نمى‌شود؛ حق ندارد. ملت ايران، ملتى سرافراز و بزرگ و جان‌دار است و نشان داده است كه قدرت حضور در صحنه‌هاى دنيا را دارد.» ( بيانات در ديدار مسئولان وزارت امور خارجه 18/4/1370 )

حکمت

 « سراغ حكمت مى‌آييم. حكمت، يعنى حكيمانه و سنجيده كار كردن. هيچ‌گونه نسنجيدگى را نبايد در اظهارات ديپلماتيك و هرآنچه كه مربوط به سياست خارجى و ارتباطات جهانى است، راه داد. همه چيز بايد سنجيده باشد. آدم نبايد هرچه به دهانش آمد، بگويد. بايد ملاحظه كنيم كه آيا اين سخن با موازين منطق و خرد منطبق است، يا منطبق نيست. اگر منطبق نيست، آن را كنترل كنيم. بايد حكيمانه برخورد كنيم. فقط در حرف زدن نيست؛ در معاشرتها و برخوردها هم بايد حكيمانه برخورد كرد. البته حكمت، به معناى نگفتن نيست. بعضى مى‌گويند حالا كه حرف نسنجيده نبايد زد، پس چرا بايد حرف زد؟! گويى كه هيچ‌كار سنجيده نمى‌شود كرد! نه، اگر گفتيم ما بايد حكيمانه كار كنيم، معنايش اين نيست كه پس كار نكنيم، تماس نگيريم، حركت نكنيم، حرف نزنيم، مبادا غيرحكيمانه درآيد!» ( بيانات در ديدار مسئولان وزارت امور خارجه 18/4/1370 )

 مصلحت

 « و اما مصلحت. مراد، مصلحت شخص من و شما نيست، كه اگر ما اين اقدام را كرديم، ممكن است برايمان گران تمام بشود. نه، گران هم كه تمام بشود، مگر ما كه هستيم؟ اگر كارى به مصلحت كشور و به مصلحت انقلاب است، ولى به مصلحت شخص من نيست، گو مباش؛ چه اهميتى دارد؟ مصلحت، يعنى مصلحت انقلاب، و اين مصلحت همه‌جانبه است؛ يعنى از رفتار شخصى ما - بخصوص شما - شروع مى‌شود.»  ( بيانات در ديدار مسئولان وزارت امور خارجه 18/4/1370 )

4- سیاست دشمن در مقابله با دیپلماسی انقلابی

« چرا امروز مسأله‌ى ديپلماسى ما سخت و پيچيده است؟ براى اين‌كه از بعد از رحلت حضرت امام(ره)، سياست زيركانه‌ى پيچيده‌اى در دنياى مربوط به ما به وجود آمد. نمى‌خواهم بگويم كه همه‌ى دنيا وقتشان صرف اين كار مى‌شود؛ نه، در آن بخش سياستگذارى و فعاليت دنيايى مربوط به ما، ايده‌ى خيلى زيركانه و البته خباثت‌آلودى پيدا شد - كه تقريباً از آن روزهاى اول شروع كردند؛ از صحنه‌هاى گوناگون هم اين سياست را تعقيب كردند؛ هنوز هم تعقيب مى‌كنند - و آن، اين است كه تصميم گرفتند در اعمال و رفتار و گفتار و منش جمهورى اسلامى چيزى پيدا كنند و يا چيزى به آن نسبت بدهند كه در آن، تخطئه‌ى دوران امام باشد. اين، چيز خيلى مهمى است. كارى كنند كه دوران ده، يازده‌ساله‌ى نورانى حيات و حضور مبارك امام(ره) كه ملتهاى دنيا به آن دوران دل بسته‌اند، ما در آن دوران حيات پيدا كرديم، كشور در آن دوران به اوج عزت اسلامى خود رسيد و هرچه دستگاههاى سياسى، تبليغاتى دشمن تلاش كرد كه آن دوران را مخدوش و ملكوك كند، نتوانست، به زبان و قلم و منش و رفتارى از درون جمهورى اسلامى تخطئه بشود؛ يا اگر چنين چيزى ميسور و ممكن نيست، آن‌چنان وانمود كنند كه گويى اين كار در حال انجام است.  اين‌كه مى‌بينيد اينها على‌الظاهر سياستهاى جديدى دارند و تصميم به بازنگرى گرفته‌اند و مى‌گويند ايران راه جديدى را آغاز كرده، و اسم شخصيتهاى ايرانى را مى‌آورند، معنايش آن چيزى نيست كه در ظاهر اين سخن فهميده مى‌شود. اين، متضمن هيچ‌گونه اظهار ستايشى از شخصيتهاى ايرانى نيست؛ معنايش همان ايده‌ى خبيثى است كه اينها داشتند؛ يعنى امروز خود ايران، دوران امام را تخطئه مى‌كند. اينها مى‌خواهند اين را ثابت كنند. اگر نستجيرباللَّه چنين چيزى پيش مى‌آمد - يعنى ايران اسلامى عملاً در گفتار و كردار و منش، دوران ده، يازده ساله‌ى انقلابِ با حضور امام را تخطئه مى‌كرد - اينها خيلى خوشحال و موفق شده بودند؛ اما آن‌طور كه نشد؛ معلوم هم بود كه نمى‌شود.

 امروز الگوى زندگى سياسى و اقتصادى و منش كلى انقلابى ما همان چيزى است كه از امام دانسته‌ايم و شنيده‌ايم و همان منش و افكار و رفتار امام - كه درست هم بود، منطبق بر حق هم بود، با همه‌ى جان و دل هم ملت ايران و مسؤولان دنبال آن راه بودند و بعد از آن هم هستند - راه حق است و يك لحظه نبايد از راه حق جدا شد. واقعيت اين است؛ منتها دشمن دست‌بردار نيست. او سعى مى‌كند براى افكار عمومى دنيا - كه اين افكار عمومى عالم، متضمن افكار و احساسات و استفهامات ملتهاى مسلمان و ملتهاى جهان سوم، كه مخاطب انقلاب اسلامى بودند، نيز هست - اثبات كند كه ايران خودش آن دوران را تخطئه مى‌كند؛ شما از چه كشورى مى‌خواهيد تقليد كنيد؟! مى‌خواهد براى مردم فلان كشور اسلامى و يا حتّى غير اسلامى ثابت كند كه ايران از مواضع قبلى خود عدول كرده است. ما ديديم كه كشورهاى غير اسلامى، در حركات عظيم خودشان، راه ايران را به عنوان شعار مشخص كردند، تابلو زدند و گفتند راه ما همان راهى است كه ايران رفته است؛ يعنى راه مقابله‌ى با استكبار امريكايى و غول خونخوار قدرت سلطه‌ى جهانى. مى‌خواهد به مردم دنيا بگويد كه شما دنبال آن راه رفتيد و جاذبه‌ى آن شما را به حركت درآورد و به شما اميد بخشيد؛ اما حالا خود متوليان و كاركنان و رهروان آن راه، آن را تخطئه مى‌كنند؛ شما چه مى‌گوييد؟! مى‌خواهد اين را در دنيا جا بيندازد. البته اين هم در حاشيه ناگفته نماند كه متأسفانه عده‌اى هم در داخل اصلاً ملتفت نيستند كه در دنيا هدف و غرض از اين حرفها چيست. از روى جهالت، همان حرفها را تكرار مى‌كنند. فلان راديو، فلان خبرگزارى، مرتب يك سياست را از سياستهاى دولت يا يك مسؤول انتخاب مى‌كند و به مناسبت يا بى‌مناسبت مى‌گويد: بله، اينها راه جديدى را شروع كرده‌اند، راه انقلاب‌زدايى را آغاز كرده‌اند، شعار امام‌زدايى را مى‌دهند(!) اين افراد داخلى هم با استفاده از اين مطالب، شروع به يك نوع كارهاى واقعاً بچگانه كرده‌اند! آدم احساس مى‌كند كه بعضى از كارها خيلى بچگانه است. همان حرفها را تكرار مى‌كنند، شايد بتوانند كسى يا كسانى را از ميدان برخوردهاى سياسى و خطى خودشان خارج كنند؛ غافل از اين‌كه آن كسى كه اين حرفها را مى‌گويد، دلش براى شما نسوخته است. او حرف شما را نمى‌زند؛ چيز ديگرى مى‌گويد و مقصود ديگرى دارد. اين، سياست جهانى است.»  ( بيانات در ديدار مسئولان وزارت امور خارجه 18/4/1370 )

5- الزامات و بایسته های دیپلماسی انقلابی

«اگر بخواهيم به اصل مطلب برسيم، بايد عرض كنيم كه امروز ديپلماسى ما از جهاتى، حتّى از ديپلماسى در دوران جنگ - كه خيلى پيچيده و سخت بود - سخت‌تر، ظريفتر و ابتكارطلب‌تر است. اگر بخواهيم اصول سياست خارجى را كه بر پايه‌ى عزت و حكمت و مصلحت استوار است، بر اوضاع و شرايط پيچيده‌ى امروز دنيا و وضع خاص خودمان تطبيق كنيم، بلاشك فراست، ابتكار عمل، پُركارى، دقت و پايبندى شديد به اصول و آرمانها، جزو وظايف عمومى دستگاه ديپلماسى ماست. » ( بيانات در ديدار مسئولان وزارت امور خارجه 18/4/1370 )

ایشان همچنین، بر ضرورت پرهيز از حالت دفاعى در مسائل سياسى به عنوان يكى از ويژگيهاى روحيه انقلابى تأكيدنموده و فرمودند: « نمايندگان سياسى جمهورى اسلامى ايران در جهان بايد تيزتر از شمشير، نرم‌تر از حرير و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند. عرصه سياست خارجى ميدان نرمشهاى قهرمانانه است، اما نرمشى كه در برابر دشمن تيز باشد. بنا بر اين ديپلماتهاى ما بايد در مواضع اصولى خود مستحكم بايستند و استقامت و پايمردى حضرت امام خمينى (رض) را الگوى خود قرار دهند.»  (دیدار مسئولان وزارت‌ امور خارجه‌ و نمايندگان‌ سياسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ايران با رهبر انقلاب 17/5/1375)

معظم له در دیدار وزیر امور خارجه، مسئولان وزارت امور خارجه و سفرا و رؤسای نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از كشور، انقلاب اسلامی را پدید آورنده یك منطق و سیاست نو در عرصه روابط بین‌المللی، با عنوان «سیاست تعاملی ضدنظام سلطه» دانستند و تأكید فرمودند:« وظیفه سفیر و نماینده جمهوری اسلامی ایران، بكارگیری دیپلماسی كیفی، قوی و كارآمد برای پیشبرد «سیاست ضد نظام سلطه» است كه لازمه آن نیز ایستادگی منطقی بر اصول انقلاب و مبانی شرعی و رودربایستی نداشتن نسبت به این اصول و مبانی است. » ( ديدار وزير و مسئولان وزارت خارجه و سفرا و رؤساى نمايندگی‌هاى ايران در خارج از كشور با رهبر انقلاب 9/12/1388)

رهبر انقلاب اسلامی لازمه دیپلماسی قوی و كار آمد را در درجه اول اعتقاد كامل به مبانی شرعی، و اصول و اندیشه های انقلاب اسلامی دانستند و خاطرنشان كردند: «در عرصه دیپلماسی باید با اعتماد به نفس ملی و بدون هیچگونه رودربایستی در پا فشاری بر اصولِ انقلابی و مبانی دینی عمل كرد. »( ديدار وزير و مسئولان وزارت خارجه و سفرا و رؤساى نمايندگی‌هاى ايران در خارج از كشور با رهبر انقلاب 9/12/1388)

ایشان همچنین ، ایستادگی بر اصول انقلابی و مبانی شرعی را نقطه قوت دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی دانستند و تاكید كردند: «این ایستادگی همراه با منطق ،نشان دهنده استحكام است و طرف مقابل را وادار به احترام و خضوع خواهد كرد. »  ( ديدار وزير و مسئولان وزارت خارجه و سفرا و رؤساى نمايندگی‌هاى ايران در خارج از كشور با رهبر انقلاب 9/12/1388)

معظم له، ایمان و خودباوری، هوشمندی و شجاعت، تحرك و امانت، و ابتكار و نوآوری در چارچوب اصول و اهداف را از ویژگیهای اصلی دیپلمات های نظام جمهوری اسلامی برشمردند و افزودند: « نماینده جمهوری اسلامی ایران در خارج از كشور باید ضمن تأمین منافع ملی نماینده واقعی نظام اسلامی و عزت، ایستادگی و تدبیر ملت ایران باشد.»
دیدار وزیر امور خارجه و رؤسای نمایندگی‌های ایران با رهبر انقلاب
23/12/1384)

علاوه بر آن، ایشان در خصوص  ایستادگی بر اصول و ارزشهای نظام اسلامی در مقابل برخی از قواعد بین المللی تحمیلی نظام سلطه  فرمودند:« بخشی از قواعد و ارزشهای بين المللی كنونی در دنيا تحميل شده و نتيجه سلطه برخی قدرتها است و قبول اين قواعد به بهای دست كشيدن از هويت ملی و اصول ارزش های نظام اسلامی افتخار نيست و ما نمی توانيم برای رضايت بخشی از دنيا كه تجسم آن در غرب و در راس آن دولت متكبر آمريكا است، از اصول خود عقب نشينی نمائيم.»(  بیانات مقام معظم رهبری درديدار مسئولان وزارت امور خارجه ،در تاریخ27/5/1382.)

در این راستا ،رهبر معظم انقلاب اسلامی، اصول نظام را منبع منافع ملی و هويت ملی و جمعی كشور برشمرده و تصريح فرمودند: «مهمترين مولفه اقتدار ملی تمسك به اصول و ارزش های اسلام و انقلاب است لذا پافشاری و ايستادگی بر اصول موجب تقويت اقتدار، مصونيت و منافع ملی خواهد شد.»  (  بیانات مقام معظم رهبری درديدار مسئولان وزارت امور خارجه ،در تاریخ27/5/1382.)