یادمان رفته است یاانجامش سخت است؟...بیاییددوباره گوش کنیم بلکه...
بيانات جانشین ولی امرجهانیان درزمان غیبت حجت خدادر ديدار مسئولان نظام
اگر نقاط منفى را نبينيم، ضعفهاى خودمان را نشناسيم، يقيناً ضربه خواهيم خورد. نقاط ضعف ما، هم در زمينههاى اقتصادى است،هم در زمينههاى فرهنگى است. ما خطاها داشتيم، ضعفها داشتيم، بر بعضى از چالشهانتوانستيم غلبه كنيم؛ اين واقعيتى است. حتّى در همان تهديدهائى كه مستقيماً از طرفدشمن هست، اگر ما ضربهاى خورديم، تقصير خود ماست، كوتاهىهاى خود ماست. قرآن كريم در قضيهى جنگ احد مي فرمايد: «ا و لمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها قلتم انّى هذا قل هو من عند انفسكم».(6) در قضيهى احد، آن حادثهى تلخ اتفاق افتاد: مسلمانهااول پيروز شدند، بعد يك عدهاى مأموريتها را فراموش كردند، تنگه را رها كردند،رفتند سراغ غنيمت جمع كردن؛ دشمن هم توانست نيروهاى اسلام را دور بزند، بيفتد به جانشان، تعدادى از آنها را بكشد، آنها را منهزم كند؛ به طورى كه مسلمانها از ترسشان مجبور شدند به كوه پناه ببرند. جان مبارك پيغمبر به خطر افتاد، به پيغمبر ضربه واردآمد. بعد مسلمانها گفتند: خب، چرا اينجورى شد؟ خدا به ما وعدهى پيروزى داده بود. خداى متعال مي فرمايد كه ما شما را پيروز كرديم، وعدهى خدا عملى شد، اما شما خودتان هستيد كه كار را خراب كرديد. اولاً اگر دشمن به شما ضربه زد، شما هم متقابلاً به دشمن ضربهها زديد - «قد اصبتم مثليها» - تعجب نكنيد؛ بالاخره در ميدان جنگ، زدن وخوردن، هر دو هست. در عرصهى جنگ بزرگِ ميدان سياست و اقتصاد جهانى، آدم، هم ميزند،هم مي خورد؛ نبايد خلاف انتظار باشد. اما «قلتم انّى هذا»؛ ميگوئيد ما از كجا اين ضربه را خورديم. بعد قرآن ميفرمايد: «قل هو من عند انفسكم»؛ از خود شما بود، خودتان خطا كرديد. ما يك جاهائى خطا كرديم - «انّ الله على كلّ شىء قدير»(7) - يك جاهائى طبق وظيفه عمل نكرديم؛ يك جاهائى مراقبتهائى كه بايد انجام بدهيم، انجام نداديم؛ يك جاهائى دلبستگىهاى خودمان را زير پا نگذاشتيم؛ اينها منجر شده به اشكالاتى – اين را هم بايد در نظر داشته باشيم - به چيزهائى كه بايد از آن پرهيز كرد و برحذر بود،سرگرم شديم؛ به منازعات سياسى، به مشاجرات سرگرم شديم؛ به رفاهطلبى سرگرم شديم، به منش هاى اشرافى سرگرم شديم؛ اينها نقاط ضعف است. وقتى من و شما زندگىمان را زندگى رفاهطلبانه و اشرافى قرار بدهيم، مردم از ما ياد ميگيرند. يك عدهاى منتظربهانهاند؛ به ما نگاه مي كنند، ميگويند آقا ببينيد اينها چه جورى زندگى مي كنند، ماهم مي خواهيم همين جور زندگى كنيم. اينها كسانى هستند كه دستشان مي رسد. يك عدهاى معتقدند كه بايد در زندگى مقتصد بود، نبايد اسراف كرد، نبايد افراط كرد؛ اينها وقتى نگاه مي كنند مىبينند من و شما اسراف مي كنيم، مي گويند خب، ما از اينها كه بالاترنيستيم؛ اينها كه رؤساى ما هستند. اين كارها خطر دارد. روش انقلاب و انقلابيون به تبع آموزش اسلام، اعراض از زندگى رفاهطلبانه براى خود بود. براى مردم هرچه مي توانيد، رفاه ايجاد كنيد

مسئولين لااقل تا وقتى مسئولند، به زندگى رفاهطلبى رو نكنند. غفلت از روحيهى جهادى و ايثار، غفلت از تهاجم فرهنگى دشمن،غفلت از در كمين بودن دشمن، غفلت از نفوذ دشمن در فضاى رسانهاى كشور، بىمبالاتى نسبت به حفظ بيتالمال؛ اينها گناهان ماست، اينها نقاط ضعف ماست.
ميل به رفتارهاى قبيلهاى در ميدان سياست، در ميدان اقتصاد، از ديگر نقاط ضعف ماست. رفتارقبيلهاى معنايش اين است كه تخطئه يا تأييدى كه نسبت به كار كسى مي كنم، ناشى نباشداز ماهيت عمل او؛ ناشى باشد از نحوهى ارتباط او با من. اگر از قبيلهى ما كسى كارخطائى انجام داد، راحت قابل اغماض باشد؛ اما از قبيلهى مقابل اگر همان كار راانجام داد، اين قابل پيگيرى و تعقيب مي شود. كار خوب اگر از كسى كه مربوط به قبيلهى ماست، انجام گرفت، قابل تحسين و تشويق باشد؛ اگر از قبيلهى ديگر بود، نه. رفتارقبيلهاى اين است. اين رفتار، اسلامى نيست، انقلابى نيست. ما متأسفانه اينگونه رفتار را در ميان خودمان داريم. نمي گويم همهگير است، فراگير است؛ اما وجوددارد.
در زمينهى فرهنگ، اخلاق عمومى و عدم رواج فضائل اخلاقى،مشكلاتى داريم. بايد روزبهروز فضائل اخلاقى در بين ما رشد كند. صبر ما، شكر ما،ذكر ما، احسان ما، مروت ما نسبت به ديگران، اجتناب ما از ايذاء ديگران، ميل ما به خدمت به ديگران، روزبهروز بايد در بين جامعه رشد پيدا كند. اينها به خودى خودپيش نمىآيد؛ اينها كار لازم دارد، تلاش لازم دارد. در اين زمينهها كوتاهى داريم. رواج فرهنگ اسراف و تجملگرائى در جامعه، رشد يا عدم توقف ميل به خشونت در برخى ازبدنهى جوان كشور، مضر است. ما فيلمهائى پخش مي كنيم كه خود آن كسانى كه سازندهى اين فيلمها هستند، به خودشان هشدار مي دهند و مي خواهند خطر اين فيلمها را كه توليدخشونت در جامعه است، متوقف كنند؛ ولى ما حالا داريم اينها را منتشر مي كنيم! اينهامضر است. بچههاى ما از اول با خنجر و با قمه و با اسلحهى گرم - البته پلاستيكىاش - آشنا بشوند، انس پيدا كنند، ياد بگيرند؛ خب، اينها خطرات دارد، اشكالات دارد،تبعات دارد، در جامعه آثارش را هم مىبينيم؛ اين جزو ضعفهاى ماست.
در باب تقوا من يك جملهاى اينجا يادداشت كردهام كه عرض بكنم. غالباً وقتى گفته مي شود تقوا، پرهيزگارى، ذهن انسان مي رود به رعايت ظواهر شرع و محرمات و واجباتى كه دم دست ماست؛ نماز بخوانيم، وجوهات شرعىمان را بدهيم، روزه بگيريم، دروغ نگوئيم. البته اينها مهم است، همهاش مهم است؛ ليكن تقوا ابعاد ديگرى هم دارد كه غالباً مااز اينها غفلت مي كنيم.
ببينيد، اينها همه، مسائل امروز ماست. گستردن عدالت، عدالت قضائى،عدالت اقتصادى، عدالت در گزينشها، عدالت در تقسيم منابع و فرصتهاى كشور بين گروهها، عدالت جغرافيائى، اينها مسائل خيلى مهمى است؛ اينها همه نيازهاى ماست. گستردن عدالت، بالاترين رقمهاى تقواست؛ اين از يك نماز خوب، از يك روزهى روز گرم تابستان بالاتر است. روايتى است كه فرمود: هر اميرى - امير يعنى همهى شماها؛ هركسى يك دستگاهى دارد كه در آن فرمان ميراند، حكم او در آنجا نافذ است - كه روزى رابه عدالت حكم كند، مثل اين است كه هفتاد سال عبادت كرده؛ اينها خيلى مسائل مهمى است؛ اهميت عدالت را، رفتار عدالتآميز را به ما نشان ميدهد.
ما عرض كرديم جذب حداكثرى، دفع حداقلى. البته معيار و ميزان، اصول و ارزشهاست. انسانها از لحاظ ايمان در يك حد نيستند. ما در بين خودمان آدمهائى داريم ضعيفالايمان، آدمهائى داريم كه ايمانشان قوىتر است. بايد راه بيائيم. نمي شودضعيفالايمان را دفع كرد، نمي شود فقط به كسانى چشم دوخت كه قوىالايمانند؛ نه، ضعفارا هم بايد در نظر داشت. كسانى كه خودشان را قوى ميدانند، آن كسانى را كه ضعيف مي دانند، ملاحظه كنند، مراعات كنند، دفع نكنند. آن كسانى كه جزو مجموعه هستند، ليكن بر اثر اشتباه و غفلت كنار افتادند، جدا افتادند، اينها را به خود بياورند؛ اينهارا نصيحت كنند، دلالت كنند، راه را به آنها نشان بدهند، آنها را برگردانند. اينهامسائل اساسى است.
منبع:
سخنرانی های ماه مبارک رمضان
ششم رمضان1432
هفتم رمضان 1431
دانشجوی شهید عبدالحمید دیالمه